مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت


اگر در تایم فریم روزانه معامله می‌کنید، هرگز از نقاط پیووت هفته یا ساعت قبل استفاده نکنید، زیرا سیگنال‌های اشتباه دریافت می‌کنید.

پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟

پیوت (pivot) یا نقطه چرخش قیمت چیست؟

یکی از اصلی ترین نکاتی که باید در تحلیل تکنیکال به آن دقت داشت، پیوت (pivot) یا همان نقطه چرخش قیمت است. در صورتی که یک معامله گر به این سطح از مهارت برسد، می تواند روند بازار را به خوبی تشخیص دهد. نقطه چرخش مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت قیمت یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است که می توان برای بررسی وضعیت گذشته قیمت استفاده کرد. به نقاط چرخش قیمت در نمودار، پیوت گفته می شود که به دو دسته تقسیم می شوند: پیوت ماژور و مینور. برای آشنایی بیشتر با این اصطلاح، ادامه مطلب را با ما همراه باشید.

انواع نقاط چرخش قیمت (Pivot)

انواع نقاط چرخش قیمت(Pivot)

نقطه چرخش قیمت زمانی اتفاق می افتد که نیروی تقاضا و یا عرضه بر دیگری غالب شود. البته این نکته را در نظر داشته باشید که در یک نمودار انواع نقطه چرخش قیمت وجود دارد که هر یک در دسته بندی های زیر قرار دارد.

• پیوت قیمتی

منظور از نقطه چرخش قیمت در نمودار، نقطه ای است که بازار به میزان مشخصی در یک جهت حرکت کرده و بعد از تشکیل سقف یا کف، با روند نسبتا قوی در جهت مخالف حرکت می کند. بیشترین کاربردی که نقطه چرخش قیمتی دارد در روش های پرایس اکشن است. اگر قیمت به اندازه سه کندل حرکت کند و پس از تشکیل یک کندل بازگشتی، دوباره با همان شرایط در جهت مخالف حرکت کند، یک pivot قیمتی یا همان نقطه بازگشت قیمت تشکیل می شود. تنها راه تشخیص این نوع نقاط چرخش قیمتی، از طریق چشم بوده و ابزار تحلیلی خاصی نمی خواهد.

پیوت قیمتی

• پیوت محاسباتی

این نوع از نقطه چرخش قیمت براساس داده های قیمتی و فرمول های ریاضی محاسبه می شود و تغییرات قیمتی در آن دخیل نیست. خروجی که این محاسبات به همراه دارد، چند عدد است که از آن به عنوان سطح حمایت و مقاومت آینده بازار استفاده می شود. اعتبار این نمودارها براساس دوره زمانی نمودار و داده های قیمتی است و در مدت زمان مشخصی معتبر بوده و با تشکیل کندل های جدید، تمام این سطوح بروزرسانی می شود. این نکته را در نظر داشته باشید که نمودار یک ساعته برای معامله گران مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت میان مدت، کاربردی ندارند. پیوت های محاسباتی انواع مختلفی داشته که مهم ترین آن، پیوت پوینت و خطوط کاماریلا است. از جمله پیوت پوینت های معروف بازار می توان به موارد زیر اشاره کرد.

انواع پیوت پوینت

  • Pivot Point (PP) = High+Low+Close/3
  • R1 = (2*PP)-Low
  • R2= PP+(High-Low)
  • S1 = (2*PP)-High
  • S2 = PP-(High-Low)

در صورتی که قیمت بالاتر از نقطه PP باشد، روند صعودی خواهد بود و باید براساس واکنش های قیمت نسبت به سطوح مقاومتی، به دنبال موقعیت خرید باشیم و در صورتی که چنین موقعیتی اقدام به فروش می کنیم. در این فرمول R، همان سطوح مقاومتی و نقطه S، یا همان نواحی حمایتی نمودار است.

انواع خطوط کاماریلا

  • H4 = ((High-Low)*(1.1/2))+Close
  • H3 = ((High-Low)*(1.1/4))+Close
  • H2 = ((High-Low)*(1.1/6))+Close
  • H1 = ((High-Low)*(1.1/12))+Close
  • L1 = Close-((High-Low)*(1.1/12))
  • L2 = Close-((High-Low)*(1.1/6))
  • L3 = Close-((High-Low)*(1.1/4))
  • L4 = Close-((High-Low)*(1.1/2))

انواع پیوت پوینت های بازار

در محاسبه خطوط کاماریلا، ناحیه کلیدی همچون PP وجود ندارد اما به دلیل اینکه در محاسبه این خطوط، تعداد نواحی مقاومت و حمایت محاسبه شده می تواند قدرت روند را مشخص کند و از این طریق می توان معاملات را به صورت دقیق انجام داد. در اصل زمانی که قیمت به سطوح 3 الی 4 برسد، در درجه اول نشان دهنده قدرت روند و تحرک قیمتی بالا است. البته این نکته را در نظر داشته باشید زمانی که قیمت به سطح 3 الی 4 برسد، روند از قدرت بالایی برخوردار بوده و تحرک قیمتی بالایی خواهد داشت.

توجه به این نکته ضروری است که محاسبه گرهای نقطه Pivot، شاخص‌های پیش‌فرض در اکثر پلتفرم‌های تحلیلی هستند و حتی اگر آنها را ندارید، می‌توانید آن‌ها را به صورت رایگان از منابع مختلف دانلود و نصب کنید. امروزه در بسیاری از استراتژی های معاملاتی، pivot ها به عنوان ابزار اصلی در کنار مواردی مانند خطوط روند، میانگین متحرک و غیره استفاده می شوند.

پیوت ماژور

حتی اگر با تحلیل تکنیکال آشنا نباشید با نگاهی به نمودار قیمت، کف و سقفی که باعث حرکت شدید قیمت در جهت مخالف شده است کاملاً مشخص است. این نقطه بازگشت، محور اصلی نامیده می شود. این نکات بسیار ارزشمند هستند و تحلیلگران باید از این نقاط چرخش قیمت برای ترسیم خطوط روند و الگوهای قیمت استفاده کنند.

پیوت مینور

همچنین نقاط چرخش قیمت دیگری نیز وجود دارد که در نهایت منجر به حرکت های اصلاحی کوچک یا یک روند خنثی می شود. پیوت های مینور در نمودارهای با دوره زمانی کوچک به وفور قابل مشاهده هستند زیرا نوسانات کاذب و متقاطع بیشتر در نمودارهای میان روزی رخ می دهد. از آنجا که نقاط بازگشتی مینور جزئی قدرت زیادی برای تغییر روند و ایجاد حرکات معنی دار قیمت ندارند. الگوهای قیمت و خطوط روند به دست آمده از آنها چندان معتبر نیستند. بنابراین، معامله گران باید به دوره های زمانی مناسب برای کاهش درصد خطای تحلیل مراجعه کنند.

روش تشخیص پیوت های مینور از ماژور

روش تشخیص پیوت های مینور از ماژور

حال که با مفاهیم اساسی پیوت های ماژور و مینور آشنا شدید، حال سوال اصلی این است که چگونه این نقاط را از یکدیگر تشخیص دهیم. از آنجایی که نقاط چرخش قیمت کاملاً مبتنی بر قیمت هستند، تشخیص چشمی و مقایسه ذهنی سطوح براساس قدرت حرکت‌های بعدی قیمت امکان‌پذیر خواهد بود. اما این نیاز به تجربه کافی در تحلیل تکنیکال دارد! به همین دلیل، یک روش ترکیبی توسعه داده شده است که شامل دو ابزار بازگشتی فیبوناچی و اندیکاتور مک دی است. حتی معامله گران متوسط و مبتدی نیز می توانند این سطوح را تشخیص دهند. در واقع، اگر سطوح کف یا سقف نمودار دارای این دو ویژگی باشد. به احتمال زیاد با یک pivot ماژور روبرو خواهیم شد. قانون کلی شامل موارد زیر است:

  • تغییر فاز مک دی در زمان تشکیل نقطه چرخش قیمت
  • اصلاح قیمت حداقل 38 درصد نسبت به موج قبلی
  • بیش از 38.2 اصلاح زمانی نسبت به حرکت قبلی

اندیکاتور تشخیص پیوت ماژور

اندیکاتور تشخیص پیوت ماژور که توسط تحلیلگران استفاده می شود اندیکاتور MACD است که معمولاً یک فاز مثبت یا منفی را در این اندیکاتور در مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت نظر می گیرد و سپس بالاترین یا کمترین قیمت را در این زمینه به عنوان پیوت ماژور در نظر می گیرد.

مزایای تشخیص صحیح نقطه چرخش قیمت

مزایای تشخیص صحیح نقطه چرخش قیمت

  • خط روند صحیح را تشخیص داده و ترسیم کنید های درست را تعیین کنید
  • احساسات بازار را بپذیرید و درگیر نشوید
  • فرار از سردرگمی

پیوت ماژور می تواند شامل مفاهیم قله و دره باشد و معمولاً نقطه عطف روند است. در یک پیوت ماژور، تغییر جهت روند و بازگشت بخش بزرگی از مسیر قبلی وجود دارد که ممکن است به دلیل انتشار یک خبر، وقوع یک رویداد سیاسی یا اقتصادی یا برخورد قیمت با سطح حمایت و مقاومت. تمام قله‌ها و دره‌های نمودار که در آن‌ها بازار به طور قابل توجهی تغییر کرده است، محورهای اصلی نامیده می‌شوند. در Pivot Major، قیمت باید بخش بزرگی از مسیر قبلی خود را برگرداند.

شناسایی صحیح مفهوم پیوت های مینور و ماژور چندین مزیت اساسی دارد که عبارتند مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت از:

اگر سطوح ماژور به درستی شناسایی شوند، می توان از آن برای شناسایی دقیق روندهای اصلی بازار استفاده کرد.

پیوت های مینور نوسانات مقطعی و هیجان بازار هستند. اگر بتوانیم پیوت مینور را از ماژور تشخیص دهیم، درگیر هیجانات بازار نمی شویم و در بازار حرکات احساسی انجام نمی دهیم. شناخت صحیح و درست پیوت ها، می تواند حد ضررهای ایمن و قدرتمندی را برای ما به همراه داشته باشد. در واقع انتخاب نسبت ضرر و زیان مناسب اولین قدم برای رسیدن به یک موقعیت منطقی و اصولی است. درک ماژورهای اصلی در بسیاری از تکنیک های معاملاتی از جمله تکنیک های کلاسیک، هارمونیک و موج می تواند بسیار مفید و موثر باشد. انتخاب صحیح ماژورها، معامله گر را از سردرگمی در بازار رها می کند.

تغییر فاز مک دی چیست؟

هنگامی که اندازه مک دی از مثبت به منفی یا برعکس تغییر می کند، گفته می شود که مک دی تغییر فاز داده است. از نظر علمی وقتی مک دی از صفر گذشته و از منفی به مثبت می‌رود، عمدتاً نشان‌دهنده ورود خریداران جدید به بازار است و حجم مالی بسیار خوبی برای خرید وارد بازار شده است. همچنین نشان دهنده فروشندگان جدید در بازار بوده، زیرا مک دی از مثبت به منفی تبدیل می شود.

به عنوان مثال در شکل زیر زمانی که قیمت از B به C کاهش می یابد، اصلاحی معادل 38.2% انجام شده و مک دی از فاز مثبت به فاز منفی رفته است. بنابراین به دلیل اینکه B هر دو پارامتر تغییر فاز مک دی و اصلاح بیش از 38.2%، به عنوان محور اصلی چرخش قیمت در نظر گرفته می شود و C دارای قیمت بازگشت خوبی است و این سطح نیز به عنوان محور اصلی زمین در نظر گرفته می شود.

اگر قیمت تا 38.2% اصلاح نمی شد یا مک دی تغییر مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت فاز نمی داد، هیچ یک از نکات مشخص شده ماژور نبود. بنابراین، ترکیب دو ابزار مورد بحث، یعنی اصلاح بیش از 38.2% و تغییر فاز در مک دی، نشان دهنده ماژور بودن سطوح در مناطقی که مشکوک به ماژور بودن آن است. از نظر فلسفی، منطق ترکیب این دو ابزار این است که فشار معاملاتی مناسب بر بازار زیر یک سقف وارد شود. تغییر فاز مک دی نشان دهنده ورود معامله گران یا معکوس فروشان به بازار است. چون قبل از آن بیشتر خریداران در بازار بودند.

نقطه چرخش قیمت چیست؟

به عنوان مثال، در شکل زیر، روی سطوحی که با کادر آبی نشان داده ایم، تغییرات چشمی قیمت را داریم. اما با نگاهی به اندیکاتور مک دی می بینیم که تغییر فازی نداشته ایم. همچنین از آنجایی که قیمت به سطح فیبوناچی 38.2 نرسیده است، پس پیوت ها مینور هستند.

کاربرد پیوت در تحلیل نمودار

ترکیب اندیکاتور مک دی و اصلاح زمانی

اگر از نظر زمانی تعداد کندل های برگشتی بیشتر از 38.2 درصد تعداد کندل های حرکتی قبلی باشد و در این اصلاح زمان مک دی تغییر فاز دهد، می گویند یک نقطه چرخش قیمت ماژور در حال شکل گیری است.

به عنوان مثال در تصویر زیر اگرچه اندیکاتور مک دی تغییر فاز داده است، اما اصلاح قیمت از نقطه B به نقطه C به سطح فیبوناچی 38.2 درصد نرسیده است، اما از نظر زمانی حدود 62 درصد حرکت AB در BC اصلاح انجام شده است. چون در صعود 52 کندل داشتیم و در حرکت BC تعداد کندل اصلاحی 35 کندل بود که حدود 68 درصد حرکت قبلی است و مک دی نیز تغییر فاز داد بنابراین سطوح B و C نقطه چرخش قیمت ماژور محسوب می شوند. در صورتی که C تصحیح زمان کمتری داشت یا اگر مک دی تغییر فاز نمی داد، هیچ یک از دو سطح اصلی B و C در نظر گرفته نمی شد.

استفاده از پیوت در تحلیل تکنیکال

کلام آخر

نقاط چرخش قیمت براساس محاسبات ساده بوده و برای تعدادی از معامله گران مناسب و تعدادی آن را نامناسب می دانند. هیچ اطمینانی وجود ندارد که قیمت کجا متوقف می شود، کجا معکوس می شود یا حتی به سطوح نشان داده شده در نمودار می رسد. گاهی اوقات قیمت در همان سطح نوسان می کند. بنابراین، مانند همه اندیکاتورها، نقاط محوری باید بخشی از استراتژی معاملاتی باشند و به تنهایی کاربرد کمی دارند.

همانطور که می بینید، سیستم های نقطه چرخش قیمت مختلفی وجود دارد. نحوه محاسبه این نقاط در تعیین اینکه از کدام سیستم استفاده می کنید بسیار مهم است. بسیاری از پلتفرم های چارت این کار را برای ما انجام می دهند. به سادگی نشانگر نقطه پیوت را به نمودار اضافه کنید و تنظیمات مورد نظر را اعمال کنید.

نقاط پیوت (Pivot Points) چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟ + ویدئو

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

نقاط پیوت (Pivot Points) یک اندیکاتور تکنیکال و یا نوعی محاسبات است، که برای تشخیص روند کلی بازار در تایم فریم‌های مختلف کاربرد دارد.

نقاط پیوت، بر اساس میانگینی از بالاترین و پایین‌ترین قیمت تمام شده روز قبل محاسبه می‌شود. در روزهای بعدی، معامله در بالاتر از نقطه پیوت روز قبل، نشان می‌دهد که روند صعودی است و اگر در پایین‌تر از پیوت روز قبل ترید انجام شود، احساسات بازار بیشتر بر روی روند نزولی متمرکز خواهد بود.

در اندیکاتور آن، علاوه بر نقاط پیوت، خطوط مقاومت و حمایت نیز در انجام محاسبات نقطه پیوت دخیل هستند. تمام این سطوح به تریدرها کمک میکنند تا نقاط مقاومت و حمایت را پیدا کنند. به همین صورت، اگر قیمت از این نقاط عبور کند، تریدرها میتوانند روند را تشخیص دهند.

نقاط پیوت (Pivot Points) چیست؟

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

  • زمانی که قیمت یک دارایی بالاتر از نقطه پیوت حرکت کند، می‌توان نتیجه گرفت که این یک روند گاوی (صعودی) است.
  • اگر قیمت یک دارایی پایین‌تر از نقطه پیوت حرکت کند، نتیجه می‌گیریم که یک روند خرسی (نزولی) خواهیم داشت.
  • اندیکاتور پیوت معمولا شامل ۴ سطح اضافی است؛ S1 و S2 برای نقاط حمایت و R1 و R2 برای نقاط مقاومت.
  • نقاط مقاومت و حمایت ۱ و ۲ ممکن است روند را معکوس کنند؛ اما همچنین می‌توانند تایید کننده روند نیز باشند. برای مثال، اگر قیمت در حال نزول است و پایین‌تر از S1 حرکت می‌کند، روند نزولی را تایید می‌کند و نشان می‌دهد که ممکن است قیمت تا S2 نیز نزول کند.

فرمول محاسبه نقاط پیوت

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

در این فرمول:

بالا (High) نشان دهنده بالاترین قیمت ثبت شده در روز قبل است.

پایین (Low) نشان دهنده پایین ترین قیمت ثبت شده در روز قبل است.

بسته شدن (Close) نشان دهنده قیمت تمام شده یا بسته شده روز قبل است.

نقاط پیوت را چگونه محاسبه کنیم؟

اندیکاتور پیوت را می‌توان به نمودار اضافه کرد. این اندیکاتور این سطوح را به طور خودکار محاسبه و نشان می‌دهد. اما در اینجا ما به شما نحوه محاسبه دستی این نقاط را آموزش می‌دهیم.

۱. بعد از بسته شدن بازار و یا قبل از باز شدن روز بعد، بالا، پایین و بسته شدن را پیدا کنید.

۲. پس از یافتن این نقاط، آنها را با هم جمع کنید و سپس تقسیم بر ۳ کنید تا میانگین به دست آید.

۳. این عدد (قیمت) را بر روی چارت با P علامت بگذارید.

۴. پس از علامت گذاری، نقاط S1، R1، R2، S2 را محاسبه کنید؛ High و Low این محاسبات باید طبق روز قبل باشد.

تریدرها و به خصوص تریدرهای روزانه، از نقاط پیوت بسیار استفاده می‌کنند. اگر امروز صبح چهارشنبه است، از بالا، پایین و بسته شدن روز سه شنبه استفاده کنید تا نقاط پیوت امروز را به دست بیاورید.

نقاط پیوت به ما چه می‌گویند؟

نقطه پیوت اندیکاتور روزانه است که اغلب در معاملات آتی، کالاها و بازار سهام کاربرد دارد. بر خلاف میانگین متحرک یا اسیلاتورها، نقاط پیوت در طی روز ثابت باقی می‌مانند. این یعنی تریدرها می‌توانند از سطوح ان برای برنامه ریزی معاملاتی استفاده کنند.

برای مثال، تریدرها می‌دانند که اگر قیمت پایین‌تر از نقطه پیوت حرکت کرد، احتمالا باید به زودی فروش انجام دهند و اگر قیمت بالاتر از این نقاط حرکت کرد، به زودی باید خرید کنند.

سطوح S1، S2، R1 و R2 می‌توانند به عنوان هدف برای این تریدها استفاده شوند؛ تارگت‌هایی مانند حد ضرر و حد سود. همچنین تریدرها می‌توانند نقاط ورود به بازار و خروج از آن را با این نقاط پیدا کنند.

ترکیب نقاط پیوت با اندیکاتورهای روندی دیگر، می‌تواند برای تریدرها تمرین خوبی باشد؛ اگر از میانگین متحرک ۵۰ یا ۲۰۰ استفاده می‌کنید، نقاط پیوت می‌توانند با یکدیگر تقاطع یا همگرایی داشته باشند. همچنین ترکیب نقاط پیوت با فیبوناچی انبساطی، سطوح مقاومت و حمایت قدرتمندتری را ارائه می‌دهد.

تفاوت بین نقاط پیوت و فیبوناچی اصلاحی

نقاط پیوت و فیبوناچی اصلاحی یا انبساطی، هر دو خطوط افقی هستند که مناطق مقاومت و حمایت را مشخص می‌کنند.

سطوح فیبوناچی اصلاحی و انبساطی می‌توانند توسط هر نقطه قیمتی بر روی نمودار ساخته شوند؛ زمانی که این سطح مشخص شدند، خطوط به صورت درصدی بر روی محدوده انتخابی رسم می‌شوند.

نقاط پیوت از درصد استفاده نمی‌کنند و مبنای آنها اعداد ثابت هستند؛ بالا، پایین و بسته شدن روز قبلی.

تفسیر و کاربرد نقاط پیوت

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

زمانی که نقاط پیوت را محاسبه می‌کنید، یک مقاومت و حمایت ابتدایی به دست می‌آورید. به این معنی که بیشترین حرکت، احتمالا در همین حدود قیمت اتفاق می‌افتد. دیگر سطوح مقاومت و حمایت قدرت و اعتبار چندانی ندارند، اما هنوز هم می‌توانند برای تشخیص حرکات قیمتی مفید باشند.

نقاط پیوت می‌تواند به دو صورت استفاده شود؛ کاربرد اول تشخیص جهت روند است که قبلا توضیح دادیم. کاربرد دوم تشخیص سطوح قیمتی برای ورود و خروج به بازار است. برای مثال، یک تریدر می‌خواهد یک سفارش Limit قرار دهد تا در صورت شکست خط مقاومت، ۱۰۰ سهم خریداری کند. همچنین در محدوده خط حمایت، حد ضرر خود را قرار می‌دهد.

برخی اوقات این سطوح برای پیش بینی حرکات قیمت بسیار خوب است؛ اما برخی اوقات نیز این سطوح تاثیر خاصی ندارند.

میزان موفقیت با نقاط پیوت، تنها و تنها به توانایی تریدر در ترکیب منطقی با دیگر اندیکاتورهای تکنیکال بستگی دارد. این اندیکاتورها می‌توانند هر چیزی باشند؛ MACD، الگوهای کندل استیک، میانگین‌های متحرک و غیره. هرچه سیگنال‌های این اندیکاتورها به هم شبیه‌تر باشند، میزان موفقیت بیشتر است.

استفاده از نقاط پیوت در ترید

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

تا این لحظه، به نظر می‌رسد که نقاط پیوت مستقیما و بدون واسطه، نقاط محتمل ادامه قیمت یا معکوس شدن آن را به ما می‌گوید. باز کردن مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت پوزیشن در این سطوح (که پتانسیل تغییر روند وجود دارد)، یک استراتژی معمول و پرطرفدار است.

برای بهبود عملکرد این استراتژی، تریدرها نقاط پیوت را با دیگر اندیکاتورها (مثل میانگین متحرک ۵۰) ترکیب می‌کنند. این کار باعث می‌شود که قدرت روند را اندازی گیری کنند و فقط در یک جهت معامله انجام دهند.

به علاوه، به جای اعتماد به اولین تماس با سطح نقطه پیوت، یک معامله‌گر ممکن است صبر کند تا دومین یا سومین برخورد نیز انجام شود تا از اعتبار آن مطمئن شود. در ادامه، یک نمونه از این قضیه که “چرا تایید اعتبار یک سطح، بهتر از ورود به بازار با اولین برخورد است” را مثال می‌زنیم.

زمانی که یک خبر یا اطلاعاتی منتشر می‌شود، حجم معاملات بازار به طور محسوسی افزایش می‌یابد و تمام حرکات قیمتی گذشته و مقاومت و حمایت امروز، می‌توانند به سرعت منسوخ شوند.

یک کندل بزرگ سبز (با حجم بالا) در تایم فریم ۵ دقیقه را تصور کنید که قیمت در بین دو سطح پیوت در حال حرکت است؛ اگر ما با هر برخورد پیوت ترید می‌کردیم، هر دو پوزیشن خرید و فروش را در عرض ۵ دقیقه باز می‌کردیم. در این حالت،‌ بازار یا صعودی می‌شد یا نزولی، بدون این که واکنشی به نقاط پیوت نشان دهد.

پس شما باید مراقب باشید و مطمئن شوید که در نقاطی که قیمت به آنها واکنش نشان نمی‌دهد (با وجود حجم معاملات بالا)، معامله نکنید.

اگر قرار باشد که قوانین این سیستم را بنویسیم:

۱. الف) اگر SMA 50 به سمت بالا متمایل شد، فقط پوزیشن خرید باز کنید.

۱. ب) اگر SMA 50 به سمت پایین متمایل شد، فقط پوزیشن فروش باز کنید.

۲. اگر قیمت با برخورد به سطح پیوت معکوس شد، صبر کنید تا بار دوم هم همین اتفاق تکرار شود تا اعتبار آن سطح را تایید کند.

برای تریدرهای روزانه، استفاده از چارت‌های ۵ دقیقه‌ای تا یک ساعته از همه مناسب‌تر هستند. تریدرهای سوئینگ یا نوسانی که از نقاط پیوت هفتگی استفاده می‌کنند، می‌توانند از نمودارهای ۴ ساعته و روزانه استفاده کنند و تریدرهای پوزیشن که از پیوت‌های ماهیانه استفاده می‌کنند نیز می‌توانند از چارت‌های روزانه یا هفتگی استفاده کنند.

نقاط پیوت یک سیستم نسبتا آسان است که می‌تواند بسیار تاثیرگذار و مفید باشد. اما در صورت بی روند شدن بازار، نقاط پیوت کاربرد چندانی ندارد و ما اگر پوزیشن باز داریم، می‌توانیم آن را ببندیم و اگر پوزیشن باز نداریم، بهتر است وارد معامله نشویم.

یک روش دیگر نیز وجود دارد؛ ما می‌توانیم از برخوردهای میانگین‌های متحرک استفاده کنیم. برخی تریدرها از عددهای محبوب این میانگین‌ها (مثل ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰) به عنوان سطوح حمایت و مقاومت استفاده می‌کنند.

در سیستم نقاط پیوت، حد سود (Take Profit) طبیعتا بر روی سطح بعدی مقاومت یا حمایت قرار می‌گیرد. در این حالت، مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت اگر ما بر روی سطح حمایتی S2 پوزیشن باز کنیم، حد سود ما بر روی S3 (که پایین‌تر است) قرار می‌گیرد. البته بیشتر تریدرها در بین مناطق R1، R2، S1 و S2 ترید می‌کنند و سطوح R3 و S3 بسیار کم استفاده می‌شوند.

نکاتی درباره مناطق زمانی

نقاط پیوت همچنین به مناطق زمانی حساسیت نشان می‌دهند؛ بیشتر نقاط پیوت در زمان بسته شدن بازارهای نیویورک یا لندن مد نظر قرار می‌گیرند؛ بنابراین کسی که از یک صرافی ارز دیجیتال یا بروکر با منطقه زمانی توکیو یا سان فرانسیسکو استفاده می‌کند، نقاط پیوت متفاوتی خواهد داشت. این باعث تفاوت‌هایی در اشل بین المللی خواهد شد و حتی ممکن است نقاط آنها در بازارهای جهانی ارزشی نداشته باشد.

پیشنهاد می‌کنیم که زمان نمودارهای خود را بر روی نیویورک یا لندن تنظیم کنید؛ چون هر دوی این مناطق، طبق زمان هماهنگ جهانی (UTC) یا گرینویچ (GMT) تنظیم شده‌اند.

هر نمودار زمانی که انتخاب می‌کنید، بدانید که نقاط پیوت می‌توانند در پشت پرده، طبق اطلاعات قیمتی گذشته محاسبه شوند. این مهم است که مطمئن شوید در بازاری که قصد ترید دارید، قیمت به سطوح پیوت واکنش نشان می‌دهد.

در بازار سهام (که تنها ساعاتی از روز باز است) می‌توانید از بالا، پایین و بسته شدن ساعات استاندارد امروز استفاده کنید. در بازارهای ۲۴ ساعته مثل فارکس و ارزهای دیجیتال، شما می‌توانید از بالا، پایین و بسته شدن روز فعلی برای محاسبه پیوت مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت فردا استفاده کنید.

تریدرها از نقاط پیوت به صورت منظم و با تناسب استفاده می‌کنند؛ یعنی اگر در تایم فریم ماهیانه معامله می‌کنند، پیوت ماه قبل را محاسبه می‌کنند، اگر در چارت هفتگی ترید می‌کنند، نقاط پیوت هفته قبل را استفاده می‌کنند و به همین ترتیب تا آخر.

اگر در تایم فریم روزانه معامله می‌کنید، هرگز از نقاط پیووت هفته یا ساعت قبل استفاده نکنید، زیرا سیگنال‌های اشتباه دریافت می‌کنید.

روشی برای محاسبه نقاط پیوت فردا

نقاط پیوت تحلیل تکنیکال میانگین متحرک کندل استیک نمودار تایم فریم ترید ارز دیجیتال

شما می‌توانید برای به دست آوردن نقاط پیوت فردا، طبق فرمول بالا عمل کنید:

در این تصویر اگر: بسته شدن امروز کوچک‌تر از باز شدن آن باشد:

محاسبه:

بالا (High) امروز + پایین (Low) امروز + بسته شدن امروز + پایین (Low) امروز = X

پیش بینی فردا:

High = X تقسیم بر ۲ – پایین امروز

Low = X تقسیم بر ۲ – بالای امروز

اگر: بسته شدن امروز بزرگ‌تر از باز شدن آن باشد:

محاسبه:

بالا (High) امروز + پایین (Low) امروز + بسته شدن امروز + بالا (High) امروز = X

پیش بینی فردا:

High = X تقسیم بر ۲ – پایین امروز

Low = X تقسیم بر ۲ – بالای امروز

اگر: بسته شدن امروز مساوی با باز شدن آن باشد:

محاسبه:

بالا (High) امروز + پایین (Low) امروز + بسته شدن امروز + بسته شدن امروز = X

پیش بینی فردا:

High = X تقسیم بر ۲ – پایین امروز

Low = X تقسیم بر ۲ – بالای امروز

جمع بندی

نقاط پیوت بر اساس محاسبات ساده‌ای ساخته می‌شوند و برای تعدادی از تریدرها مناسب هستند و عده‌ای دیگر نیز آن را نامناسب می‌دانند؛ هیچ اطمینانی از این که قیمت در کجا توقف می‌کند، کجا معکوس می‌شود یا حتی به سطوح مشخص شده در نمودار می‌رسد یا نه، وجود ندارد. بعضی اوقات نیز قیمت در یک سطح، حرکت رفت و برگشتی دارد.

پس درست مثل تمام اندیکاتورها، نقاط پیوت نیز باید بخشی از استراتژی معاملاتی باشد و به تنهایی کاربرد چندانی ندارد.

همانطور که می‌بینید، سیستم‌های مختلفی برای نقاط پیوت وجود دارد. نحوه محاسبه این نقاط برای این که بدانید از چه سیستمی استفاده می‌کنید، بسیار مهم است. بسیاری از پلتفرم‌های چارت این کار را برای ما انجام می‌دهند؛ فقط کافی است که اندیکاتور نقاط پیوت را به نمودار اضافه کنید و تنظیمات دلخواهتان را اعمال کنید.

بررسی انواع پیوت در تحلیل تکنیکال

در بازارهای مالی همچون بورس و ارزهای دیجیتال، نقاط پیوت ازجمله مفاهیم اساسی هستند که تحلیلگران بازار و تریدرها از آن در ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل خطوط روند، چنگال اندروز، الگوهای قیمتی و … استفاده می‌کنند. در حقیقت تشخیص صحیح سطوح کف و سقف قیمت، یکی از اصلی‌ترین اهداف تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است و ازجمله مؤثر ترین ابزارها جهت تشخیص این سطوح و همچنین بررسی روندهای قیمتی درگذشته و حال حاضر، پیوت (pivot) است.

اساساً در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی همچون بورس، فارکس، ارزهای دیجیتال و … مفهوم پیوت به حدی حائز اهمیت است که در صورت عدم آشنایی صحیح با آن، تقریباً هیچ‌کدام از الگوهای قیمتی را نمی‌توان به‌درستی تشخیص داد. ازاین‌رو، در این مطلب قصد داریم تا به بررسی مفهوم پیوت و انواع آن در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی بپردازیم.

پیوت (Pivot) چیست؟

اساساً مفهوم پیوت در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی، به نقاط محوری و حائز اهمیتی اطلاق می‌شود که تریدرها (معامله‌گران) یا تحلیلگران بازار، با تشخیص آن‌ها قادر خواهند بود تا الگوهای قیمتی یک سهم یا یک دارایی را ترسیم کنند. در واقع تحلیلگران با تکیه‌بر ابزارهای مورداستفاده در تحلیل تکنیکال مثل چنگال اندروز، خطوط روند، الگوهای قیمتی و … به‌وسیله این نقاط، تا حد زیادی تغییرات روند قیمتی را در نمودارها مشخص می‌کنند. به‌صورت کلی این نقاط تغییرات موجود در روندهای قیمتی را از حالت صعودی به نزولی یا بالعکس آن را نشان می‌دهند.

در بیانی ساده، پیوت‌ها به نقاط چرخش قیمت یک سهم یا دارایی در نمودارهای قیمتی گفته می‌شود که در این نقاط، نمودار قیمت تغییر جهت خواهد داد. از طرفی پیوت ها همان شاخص‌های روزانه معاملات سهام یا دارایی‌ها هستند و برعکس داده‌های نوسانی و دیگر میانگین‌ها، در طول روز ثابت هستند. درواقع این بدین معنا است که تریدرها قادر خواهند بود تا از پیوت ها در راستای پیشبرد اهداف خود و تنظیم یک برنامه‌ریزی مطلوب استفاده کنند. مثلاً تریدری اطلاع دارد که اگر قیمت به پایین پیوت بیاید، در جلسه معاملاتی پیش رو، سهم یا دارایی را بفروشد و بالعکس، اگر قیمت به بالای پیوت برود، اقدام به خرید آن سهم یا دارایی کند.

علاوه بر این موارد، به‌طور کلی پیوت‌ها طبق ماهیتی که دارند، به ۲ دسته پیوت قیمتی و محاسباتی و بر اساس قدرت بازگشتی خود در نمودارها، به ۲ دسته پیوت مینور (Minor Pivot) و پیوت ماژور (Major Pivot) تقسیم‌بندی می‌شوند که در ادامه هرکدام از این انواع را موردبررسی قرار خواهیم داد.

اما پیش از آن ضروری است تا به معرفی سطوح مختلف در نقاط پیوت بپردازیم.

سطوح مختلف در نقاط پیوت

به‌صورت کلی هفت سطح مختلف پیوت بر روی نمودارهای قیمتی وجود دارند که به شرح زیر هستند:

پیوت پوینت فیبوناچی

پیوت پوینت فیبوناچی

پیوت پوینت فیبوناچی یکی از انواع پیوت پوینت ها در بازارهای مالی است که با استفاده از درصدهای فیبوناچی سطوح حمایت و مقاومت مربوط به پیوت پویت را مشخص می کند. در این قسمت با توجه به مفاهیم فیبوناچی و پیوت پوینت نحوه محاسبه و استفاده از این نقاط و سطوح را در بازارهای مالی به شما نشان می دهیم.

پیوت پوینت و انواع آن

قبل از این که به توضیح پیوت پوینت فیبوناچی بپردازیم ابتدا باید با مفهوم پیوت پوینت در بازارهای مالی آشنا شوید.

پیوت پوینت نوعی اندیکاتور یا محاسبات است که جهت تشخیص روند کلی بازار و سنتیمنت آن در بازه‌های زمانی مختلف استفاده می شود. پیوت پوینت از محاسبه میانگین سه قیمت پایانی، بیشترین قیمت و کمترین قیمت مربوط به روز به دست می آید. اگر قیمت در روز بعد، به بالای سطح پیوت پوینت نفوذ کند، سنتیمنت یا گرایش بازار صعودی و اگر به پایین آن نفوذ کند، سنتیمنت آن نزولی است. با محاسبه پیوت پونت، سه سطح دیگر در بالا به عنوان مقاومت و سه سطح دیگر در پایین آن به عنوان حمایت مشخص می‌شوند.

  • بنابراین خط میانی که همان پیوت پونت است با P که حرف اول Pivot Point ‌ است، نشان داده می شود.
  • اولین تا سومین سطح بالای پیوت پوینت به ترتیب با R1 ، R2 ، R3 که حرف اول Resistance به معنای مقاومت است، نشان داده می شوند.
  • اولین تا سومین سطح پایین پیوت پوینت به ترتیب با S1 ، S2 ، S3 که حرف اول Support ‌ به معنای حمایت است، نشان داده می شوند.

پیشنهاد مطالعه: فارکس

پیوت پوینت و انواع آن

پیوت پوینت انواع مختلفی دارد:

  • پیوت پوینت استاندارد یا کلاسیک که به آن پیوت پوینت کف ( Floor Pivots ) هم گفته می‌شود.
  • پیوت پوینت وودی که در فرمول آن قیمت پایانی وزن بیشتری دارد.
  • پیوت پوینت کاماریلا که در مجموع از 9 سطح قیمتی استفاده می کند.
  • پیوت پیوینت دمارک که از فرمول متفاوتی برای محاسبه حمایت و مقاومت استفاده می کند.
  • پیوت پوینت فیبوناچی که بر اساس درصدهای فیبوناچی سطوح حمایت و مقاومت را نشان می‌دهد.

از بین انواع پیوت پوینت ها، پیوت پوینت فیبوناچی مبحثی است که قرار است امروز به معرفی آن بپردازیم.

بیشتر بدانید: کمان فیبوناچی

نحوه محاسبه پیوت پوینت فیبوناچی

در برخی پلتفرم ها امکان استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت به صورت پیشفرض وجود دارد اما با این حال ما در این قسمت نحوه محاسبه دستی پیوت پوینت های فیبوناچی را توضیح می دهیم. قبل از بیان فرمول پیوت پوینت فیبوناچی باید به این نکته اشاره کنیم که پیوت پوینت ها عمدتا توسط معامله گران روزانه یا day traders استفاده می شوند و برای محاسبه آنها از قیمت پایانی، بیشترین قیمت و کمترین قیمت روز قبل استفاده می شود.

۱- پس از بسته شدن بازار و قبل از این که کندل روز جدید شکل بگیرد، قیمت پایانی ( Close )، بیشترین قیمت ( High ) و کمترین قیمت ( Low ) روز قبل را پیدا کنید.

۲-‌ سه قیمت پایانی، بیشترین و کمترین قیمت روز قبل را با هم جمع کرده و بر 3 تقسیم کنید.

۳- عدد به دست آمده را با حرف P در چارت علامت بزنید.

۴- با توجه به بیشترین و کمترین قیمت روز قبل، پیوت پوینت های فیبوناچی را محاسبه کنید.

فرمول پیوت پوینت فیبوناچی

برای محاسبه پیوت پوینت فیبوناچی باید از فرمول مربوط به آن استفاده کنید. در شکل زیر می توانید فرمول مربوط به پیوت پوینت و شش سطح حمایت و مقاومت مرتبط با آن را ببینید.

فرمول پیوت پوینت فیبوناچی

در این روش سقف ( High ) و کف ( low ) قیمت از یکدیگر کم می شوند و به ترتیب در نسبت های 0.382، 0.618 و 1 ضرب می شوند. در نهایت برای به دست آوردن سطوح مقاومت عددهای به دست آمده را با پیوت پوینت جمع کرده و برای به دست آوردن سطوح حمایت هم عددهای به دست آمده را از پیوت پوینت کم می کنیم.

علت استفاده از نسبت های فیبوناچی در محاسبه پیوت پوینت این است که تریدرهای زیادی از سطوح فیبوناچی اصلاحی استفاده می کنند پس استفاده از این نسبت ها در پیوت پوینت هم می تواند موثر باشد. این نکته را نیز به یاد داشته باشید که ابزار فیبوناچی و پیوت پوینت هر دو سطوح احتمالی حمایت و مقاومت را نشان می دهند.

نحوه ترید با پیوت پوینت فیبوناچی

به طور کلی برای ترید کردن با پیوت پوینت فیبوناچی دو روش عمده وجود دارد. در روش اول ابتدا روند کلی حاکم بر بازار شناسایی می شود. بعد اگر قیمت سطح پیوت پوینت را رو به بالا بشکند، روند بازار صعودی ولی اگر قیمت زیر سطح آن و رو به پایین شکسته شود، روند بازار نزولی در نظر گرفته می شود.

نحوه ترید با پیوت پوینت فیبوناچی

در روش دوم سطوح حمایت و مقاومت پیوت پوینت برای معامله کردن و تعیین نقاط ورود به معامله و خروج از آن در نظر گرفته می شوند. برای مثال اگر یکی از سطوح مقاومتی با قدرت شکسته شود، سیگنال خرید صادر می شود البته هیچ وقت به تنهایی از پیوت پوینت ها برای ترید کردن استفاده نمی‌شود. در واقع پیوت پوینت فیبوناچی و سطوح احتمالی حمایت و مقاومت آن را می توان در ترکیب با الگوهای نموداری مثل الگوی سر و شانه ، الگوی مثلث ، الگوهای شمعی ژاپنی ، اندیکاتورهایی مثل مکدی و مووینگ اوریج و یا سایر روش‌های تحلیل قیمت استفاده کرد.

محدودیت ترید با پیوت پوینت فیبوناچی

یکی از مهمترین محدویت های استفاده از پیوت پوینت ها در این است که قیمت الزاما به این سطوح واکنش نشان نمی دهد. در برخی موارد هم قیمت مدام در کنار این سطوح حرکت می کند و کار تحلیل قیمت را بر اساس این سطوح مشکل می کند. بهتر است از پیوت پوینت فیبوناچی و سطوح آن در ترکیب با سایر روش ها استفاده کنید تا دچار چنین مشکلاتی نشوید.

در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که استفاده از ابزار فیبوناچی ریتریسمنت به ذهنیت معامله گران بستگی دارد و هر تریدری می تواند دو نقطه متفاوت کف و سقف را به هم متصل کند اما پیوت پوینت فیبوناچی از محاسبات ثابتی استفاده می کند. بنابراین به هنگام استفاده از این دو ابزار باید به این نکته دقت داشته باشید.

سوالات متداول

۱- نسبت های فیبوناچی پیوت پوینتس را چگونه می توان محاسبه کرد؟

با استفاده از نسبت های فیبوناچی می توان سطوح حمایت و مقاومت پیوت پوینت ها را محاسبه کرد که در متن مقاله فرمول آن آورده شده است.

۲- آیا می توان به تنهایی از پیوت پوینت فیبوناچی در معاملات استفاده کرد؟

خیر. سطوح پیوت پوینت فیبوناچی مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت یک ابزار کمکی برای معامله کردن هستند که باید در ترکیب با سایر تکنیک های معاملاتی از آن‌ها استفاده کنید.

نقاط پیوت چیست؟ تشخیص انواع پیوت (Pivot) در تحلیل تکنیکال

نقاط Pivot در تحلیل تکنیکال

تشخیص نقاط پیوت (Pivot) یکی از نکات اصولی و اهداف تحلیل تکنیکال در بازار مالی است که برای تشخیص روند بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع، این نقاط را می‌توان به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای تحلیل تکنیکال معرفی کرد که در تشخیص وضعیت فعلی و گذشته قیمت بسیار سودمند عمل می‌کنند. پیوت یا همان نقطه چرخش قیمت در تحلیل نموداری قیمت‌ها، به عنوان یک داده معاملاتی ارزشمند تلقی می‌شود. با استفاده از این داده‌ها می‌توان روند کلی بازار را در بازه‌های زمانی مختلف تعیین کرد. اهمیت درک و شناخت این شاخص تکنیکال به حدی بالاست که بدون توجه به آن معامله‌گر در تحلیل معاملات خود و تشخیص روند بازار با اشتباهاتی مواجه خواهد شد. در این مقاله از والکس در مهم‌ترین سطوح در استراتژی پیوت مورد این شاخص و انواع آن توضیحات بیشتری ارائه می‌دهیم. اگر از علاقمندان به ترید ارز دیجیتال در بازارهای مالی هستید، مطالعه این مقاله برای شما مفید خواهد بود. با ما همراه باشید.

نقاط پیوت (Pivot) چیست؟

نقاط پیوت یکی از شاخص‌های تحلیل تکنیکال یا محاسباتی است که استفاده معامله‌گران از آن جهت تعیین روند کلی بازار در بازه‌های زمانی مختلف بسیار سودمند خواهد بود. این شاخص میانگین قیمت حداکثر و حداقل و قیمت پایانی یا بسته شدن روز معاملاتی قبل را نشان می‌دهند. با توجه به مقدار این شاخص در معاملات روزانه، می‌توان روند قیمت بازار در روز بعد را تعیین کرد. روند صعودی و نزولی به ترتیب در معاملاتی بالاتر و پایین تر از این نقاط اتفاق می‌افتند.

با استفاده از نقطه چرخش قیمت می‌توان سطوح حمایت و مقاومت را نیز پیش بینی کرد. این شاخص‌ها به معامله‌گران اطلاعاتی جهت تعیین قیمت حمایت یا مقاومت ارائه می‌دهند. به عبارتی دیگر، با محاسبات مربوط به این سطوح آنها می‌توانند نقطه توقف روند نزولی و روند صعودی قیمت‌ها را پیش بینی کنند. به این ترتیب، این شاخص‌ها نیز جهت تعیین یا تشخیص خط روند حرکت قیمت‌ها ابزار پرکاربردی به شمار می‌آیند.

کاربردهای نقطه چرخش قیمت در تحلیل تکنیکال

با استفاده از نقاط پیوت معامله‌گران می‌توانند روند و حرکات قیمت را در بازار تعیین کنند. بر اساس این شاخص می‌توان روند نزولی یا صعودی بازار را رصد کرد. به این معنا که با حرکت قیمت به زیر نقطه پیوت، روند نزولی و با جهش آن به بالای این شاخص، روند صعودی اتفاق می‌افتد.

نقطه چرخش قیمت برای ورود و خروج از بازار

از سوی دیگر، نقطه چرخش قیمت به عنوان شاخصی برای ورود و خروج از بازار نیز مهم تلقی می‌شود. معامله‌گران با استناد به این شاخص می‌توانند در مورد زمان ورود و خروج از بازار معاملاتی تصمیم گیری کنند. این موضوع با توجه به استراتژی مورد نظر هر معامله‌گر می‌تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، یه معامله‌گر ممکن است خرید ۱۰۰ سهام را در صورت شکست سطح مقاومت در اولویت خود قرار دهد. در حالیکه فردی دیگر استراتژی توقف ضرر را در سطح حمایت یا نزدیک به آن تعریف کند.

محاسبه نقاط پیوت در تحلیل تکنیکال

سیستم پنج نقطه‌ای یکی از تکنیک‌های اصلی است که اکثر معامله‌گران جهت محاسبه نقاط پیوت مورد استفاده قرار می‌دهند. این سیستم، بر اساس پنج شاخص کلیدی یعنی حداکثر قیمت، حداقل قیمت، قیمت پایانی روز گذشته و نیز سطوح حمایت و مقاومت تعریف می‌شود. معادلات کاربردی در این سیستم عبارتند از:

Pivot point (P) = (Previous High + Previous Low + Previous Close)/3

S1= (P x 2) – Previous high

S2 = P – (Previous High – Previous Low)

R1 = (P x 2) – Previous Low

R2 = P + (Previous High – Previous Low)

هر یک از متغیرهای ذکر شده در معادلات فوق به صورت زیر معرفی می‌شوند:

شاخص نقطه چرخش قیمت بر اساس سه متغیر قیمت حداکثر، قیمت حداقل و قیمت پایانی روز معاملاتی قبلی توسط معامله‌گران به صورت روزانه تعیین می‌شود. این شاخص به عنوان سطح حمایت یا مقاومت اولیه عمل می‌کند. این سطوح برای تشخیص حرکات قیمتی بیشترین اعتبار را دارند و بیشترین حرکت در همین سطوح رخ می‌دهد. معاملاتی با حجم بالا اغلب زمانی که قیمت در نقطه پیوت یا نزدیک به آن باشد، اتفاق می‌افتند. برای سهام‌هایی که در ساعات خاصی از روز معامله می‌شوند، سه متغیر ذکر شده با توجه به ساعات معاملاتی استاندارد روزانه تعیین می‌شوند.

در بازارهای ۲۴ ساعته از جمله فارکس، نقاط پیوت با استفاده از زمان پایان یا بسته شدن بازار در نیویورک ( ۴ بعد از ظهر) محاسبه می‌شوند. با توجه به اینکه ساعت گرینویچ (GMT) در معاملات فارکس نیز مبنا قرار می‌گیرد، برخی از معامله‌گران پایان یک جلسه معاملاتی را در ساعت ۲۳:۵۹ GMT و شروع آن را در ساعت ۰۰:۰۰ GMT مد نظر قرار می‌دهند.

همانگونه که می‌توان با استفاده از داده‌های روز قبل جهت محاسبه شاخص Pivot Point و ارائه سطوح حمایت و مقاومت روز بعد استفاده کرد، پیش بینی این شاخص در هفته‌های آتی با استناد به داده‌های هفته گذشته نیز امکان پذیر است. این ویژگی نقش مفید و مؤثری برای معاملات مبتنی بر نوسان دارد و در تریدهای روزانه معامله‌گران نیز کارآمد خواهد بود.

معرفی انواع پیوت

به طور کلی می‌توان پیوت‌ها را به عنوان نقاط تغییر جهت قیمت معرفی کرد. این نقاط با غلبه نیروی عرضه بر تقاضا و یا بالعکس شکل می‌گیرند. معامله‌گران با توجه به نقاط پیوت می‌توانند تحرکات بازار را ارزیابی کنند. این شاخص فنی در چهار دسته کلی طبقه بندی می‌شود.

● پیوت ماژور

در نمودار قیمت‌ها، این اصطلاح به کف و سقف‌های قیمتی که در ایجاد حرکاتی قدرتمند در جهت مخالف نقش داشته‌اند، اطلاق می‌شود. به عبارت دیگر در این نقاط با ایجاد برگشت‌های بزرگ در قیمت، روند صعودی به نزولی و بالعکس تبدیل می‌شود. پیوت‌های ماژور اغلب در نزدیکی سطح حمایت یا مقاومت اتفاق می‌افتند.

پیوت ماژور یا برگشت‌های بزرگ در نمودارهای قیمت در تعیین الگوهای قیمتی و خطوط روند آن به عنوان یک ابزار تکنیکال پرکاربرد و مفید تلقی می‌شوند. از دیگر ویژگی‌های این پیوت می‌توان به اوج رسیدن فعالیت خریداران یا فروشندگان در این نقاط اشاره کرد.

● پیوت مینور

پیوت مینور همانطور که از نام آن نیز پیداست در ایجاد حرکات یا تغییرات کوچک قیمت یا نوسانات کوتاه مدت نقش دارد. از آنجا که این نقطه چرخش قیمت از اعتبار کمتری برای تحلیل‌گران برخوردار است، جهت تعیین الگوهای نموداری کاربرد چندانی ندارند. رخداد این پیوت‌ها از قانون خاصی تبعیت نمی‌کند. در واقع می‌توان شکل گیری این پیوت‌ها را به صورت تصادفی معرفی کرد.

● پیوت قیمتی

پیوت قیمتی بازگوکننده همان مفهوم اصلی نقاط بازگشت قیمت است. به عبارتی، این نوع پیوت‌ها با ایجاد روندی قوی و در خلاف جهت مسیر یا روند حرکت بازار در ارتباط هستند. از ویژگی‌های شاخص این پیوت، نقش مؤثر تحرکات قیمتی بازار معاملات و جزئیات آن در رخداد آن است. یک پیوت قیمتی معتبر با مشخصه پرایس اکشنی به میزان سه کندل، تشکیل کندل بازگشتی و پیشروی مجدد آن با همان شرایط ولی در جهت معکوس شناخته می‌شود.

● پیوت محاسباتی

همانطور که از نام آن پیداست، اساس این نوع پیوت‌ها محاسبات انجام شده با استفاده از داده‌های قیمتی و فرمول‌های ریاضی است. در پیوت محاسباتی بازه زمانی به عنوان یک فاکتور مهم مد نظر قرار می‌گیرد. در واقع با توجه به تایم فریم‌ها و داده‌های قیمتی مورد استفاده، اعتبار محاسبات انجام شده تا زمان مشخصی خواهد بود. از مهم ترین انواع این پیوت‌ها می‌توان به پیوت وودی (Woodie)، خطوط کامریلا (Camarilla lines) و فیبوناچی (Fibonacci) اشاره کرد.

تشخیص پیوت ماژور و مینور

پیدا کردن نقاط پیوت ماژور و مینور

نکته مهم در تشخیص پیوت ماژور و مینور، داشتن سطحی از دانش و شناخت در زمینه تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است. برای معامله‌گران حرفه‌ای تمایز بین این پیوت‌ها با مشاهده نمودارها و بررسی روند آنها به راحتی امکان پذیر است. با این حال، دو روش کلی جهت شناخت نقاط پیوت ماژور و مینور معرفی شده‌اند.

● فیبوناچی بازگشتی (Fibonacci Retracement levels)

در این روش چنانچه روند جدید قیمت یا اصلاح آن، حداقل ۳۸% از حرکت یا موج قبلی را جبران کند، ماژور پیوت اتفاق افتاده است. اصلاح قیمتی در محدوده‌ای کمتر از میزان ذکر شده، معرف ماژور مینور است.

● شاخص یا اندیکاتور مکدی (MACD)

مکدی به عنوان یکی از شاخص‌های تحلیل تکنیکال در تشخیص پیوت‌های ماژور و مینور معرفی می‌شود. این شاخص در تعیین جهت و قدرت روندهای صعودی و نزولی کارایی بالایی دارد. برای استفاده از این اندیکاتور باید یک تایم فریم مناسب که شامل حداقل تعداد کندل‌های لازم برای تغییر فاز آن روی موج‌های متوالی (قله و دره) قیمت باشد، انتخاب شود.

اندیکاتور MACD برای تعیین نقاط پیوت ماژور

در شاخص مکدی یک فاز منفی و یک فاز مثبت تعریف می‌شود. نقاطی از نمودار با علامت جبری مثبت مکدی، یک قله ماژور (بیشترین قیمت) و با علامت منفی، یک دره ماژور (کمترین قیمت) است. در این نقاط باید تغییرات قیمت یا مدت زمان موج برگشت، از قانون فیبوناچی بازگشتی تبعیت کند. به این معنا که باید حداقل ۳۸ درصد از تغییرات قیمت یا مدت زمان موج قبلی خود را جبران کند. در نهایت، نقاطی با این ویژگی را می‌توان به نقاط پیوت ماژور معرفی کرد. در شکل فوق این نقاط مشخص شده‌اند.

تفسیر و استفاده از پیوت پونت

کاربرد نقاط پیوت

نقاط پیوت به مفهوم یک سطح قیمت مهم برای معامله‌گران به شمار می‌آیند. این مفهوم مانند نقاط عطف معامله تلقی می‌شوند که در آن معامله‌گر انتظار ادامه روند فعلی قیمت یا معکوس شدن آن را دارد. مفهوم ذکر شده بر اساس استراتژی معاملاتی افراد معانی مختلفی دارد.

برخی از معامله‌گران نقاط حداکثر پیشین یا نقاط پایین قیمت را به عنوان یک پیوت در نظر می‌کنند. یک معامله‌گر ممکن است بالاترین سطح قیمت در تایم فریم ۵۲ هفته را به عنوان نقطه پیوت تلقی کند. با حرکت قیمت بالاتر از این سطح، افزایش قیمت توسط معامله‌گر پیش بینی می‌شود. در حالیکه با بازگشت آن به زیر سطح حداکثر قیمت در تایم فریم تعیین شده، ممکن است معامله‌گر را از موقعیت معاملاتی خود خارج کند. برای عده‌ای نیز قیمت حداکثر و حداقل روزانه، هفتگی یا نوسان حداقل و حداکثر به عنوان پیوت مطرح می‌شوند. به این ترتیب می‌توان بیان کرد که این شاخص در هر بازه زمانی می‌تواند رخ دهد.

زمانی که قیمت بالاتر و پایین‌تر از نقطه پیوت باشد، به ترتیب، به عنوان روند صعودی و روند نزولی در نظر گرفته می‌شود. R1 و R2 به عنوان سطوح مقاومت یا سطوح بالاتر از نقاط پیوت و S1 و S2 نیز به عنوان سطوح حمایت یا پایین تر از این شاخص معرفی می‌شوند. با حرکت قیمت به زیر نقطه پیوت، ممکن است این اکشن تا سطح S1 تداوم داشته باشد. چنانچه در این حالت قیمت به محدوده پایین تر از S1 کاهش پیدا کند، می‌تواند تا سطح S2 ادامه یابد. همین تفسیر در مورد سطوح R1 و R2 نیز وجود دارد.

در حال حاضر، این شاخص به عنوان راهنمایی برای درک چگونگی حرکت قیمت مورد استفاده قرار می‌گیرد. محاسبه این شاخص، سطوح حمایت و مقاومت را نیز ارائه می‌دهد. محاسبه آن در بازه‌های زمانی مختلف، اطلاعات ارزشمندی را برای معاملات روزانه و مبتنی بر نوسان در دسترس قرار می‌دهد.

محدودیت استفاده از Pivot Points

نقاط پیوت یک ابزار عالی برای شناسایی مناطق حمایت و مقاومت تعریف می‌شوند. استفاده از این ابزار فنی در ترکیب با سایر ابزارهای تجزیه و تحلیل تکنیکال می‌تواند بهترین عملکرد را به معامله‌گر ارائه دهد. در حالی که این شاخص برای برخی از معامله‌گران سودمند تلقی می‌شود، ممکن است برای گروهی دیگر اینگونه نباشد. ویژگی‌هایی چون نوسانات یا حرکت رفت و برگشتی قیمت در یک سطح، عدم اطمینان از موقعیت متوقف شدن و معکوس شدن قیمت یا رسیدن قیمت به سطوح مشخص شده در نمودار باعث می‌شود تا این شاخص نیز همانند همه اندیکاتورها فقط به عنوان بخشی از یک پلن تجاری کامل مورد استفاده قرار گیرد.

گرچه نقاط پیوت در پیش بینی حرکات قیمت ابزاری بسیار خوب و کاربردی معرفی می‌شوند، اما باید توجه داشت که موفقیت و کسب سود در بازارهای مالی منحصراً با تکیه به یک شاخص بدست نمی‌آید. سهمی از این موفقیت به دانش و مهارت معامله‌گر و توانایی او جهت استفاده مؤثر از این شاخص به همراه سایر اشکال تحلیل‌های تکنیکال مرتبط است. سایر شاخص‌های فنی می‌توانند هر ابزاری چون اندیکاتور مکدی، الگوهای کندل استیک یا استفاده از میانگین متحرک جهت تعیین روند بازار باشند. هر چه تعداد شاخص‌های مثبت کاربردی در یک معامله بیشتر باشند، شانس موفقیت در آن نیز با احتمال بیشتری همراه است.

تحلیل تکنیکال در معاملات بازار مالی با بررسی نقطه پیوت

نقاط پیوت را می‌توان یکی از ابزارهای کاربردی در تحلیل فنی معاملات بازار مالی معرفی کرد. با توجه به آن معامله‌گران می‌توانند اهداف معاملاتی خود را در مسیر درستی پیش ببرند. بر اساس مقادیر سطوح مقاومت و حمایت نیز می‌توانند نقطه ضرر و قیمت هدف را تعیین کنند.

گرچه داشتن آگاهی و دانش درباره این شاخص می‌تواند در کسب موفقیت و سودآوری در معاملات مهم تلقی شود، اما نباید صرف تکیه بر آن را جهت انجام معاملات کافی و عاقلانه دانست. در واقع، یک تحلیل تکنیکال قدرتمند بر پایه ترکیبی از اندیکاتورها یا ابزارهای معرفی شده در این مقوله معرفی می‌شود. در این صورت می‌توان بر اساس داده‌ها و استدلال‌های بهتر و مطمئن‌تری به بررسی روند بازار پرداخت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.